همستر و چالش با مفهوم کار سنتی

این روزها در ممالکی مثل کشور ما با شاخصه های اقتصادی که به آن خواهم پرداخت، کم نیستند کسانی که به صفحه موبایل خود می کوبند تا رویاهای هر چند کوچک خود را از دریچه دنیای سایبری به حقیقت نزدیک کنند.

واکنش ها نیز در این ممالک جالب توجه است ؛عده ای تمسخر می کنند ، عده ای جوان ایرانی را به دلیل سود جویی و خواست پول آسان ،خوار می کنند و عده ای بر طبل کلاهبرداری و توطئه دشمن برای تحت الشعاع قرار دادن فلان اتفاق سیاسی یا اجتماعی می کوبند.

اما در این میان شاید کمتر کسی باشد که توجه کند که بازی های ایردراپ و مشخصا همستر کامبت یک پدیده جالب توجه است که بسط و گسترشش در جامعه ما به یک معضل بزرگ اقتصادی اشاره دارد.

کشور ما متاسفانه در کمتر از یک دهه با شدید ترین مخاطرات اقتصادی مواجه شده است . کمتر کشوری حتی با اقتصاد ضعیف غیر نفتی را می توان یافت که این گونه سالها با تورم دو رقمی و رشد ناچیز اقتصادی زیر یک درصدی مردم خود را آزار داده باشد.

از دست رفت سرمایه ها با بی ارزش شدن روزانه پول و بالا رفتن اجاره بهای منزل وبی ارزش شدن حقوق و…. زندگانی را برای ۸۰ در صد مردم ایران دشوار و به زندگی با اعمال شاقه بدل کرده است.

در این میان در صد بزرگی از این جمعیت جوانانی هستند که در سنین شکوفایی و شادی نمی خواهند به این قفس آهنین  اقتصادی “همینه که هست” تن بدهند.

آنها از کوچکترین مفری که دنیای مدرن در اختیارشان قرار می دهد استفاده می کنند تا آرزو های خود را به حقیقت نزدیک کنند و این مفر در بهترین حالت دنیای ارزهای مجازی است.

همستر و چالش با مفهوم کار سنتی

همستر و چالش با مفهوم کار سنتی

اولین تاثیر همستر کامبت و بازی های ایردراپ چالشی است که با مفهوم کار سنتی ایجاد می کند …کیست که نداند که جامعه ما با بی کاری آشکار و پنهان دست به گریبان است. اکثر جوانان ما یا بیکارند یا در مشاغلی که به آن ربطی ندارند و تحصیلاتشان مرتبط نیست مشغولند. در بهترین حالت رانندگی، یکی از مشاغل پر درآمد است اما ایر دراپ ها چالشی جدی ایجاد می کنند که در جوامعی با اقتصاد بیمار این چالش جدی تر است.

بر کسی پوشیده نیست که دنیای آینده و یا حتی دنیای امروز ما دنیای کلیک و فالوور و توجه و نگاه است. همه ما دریافته ایم که نگاه کردن و توجه کردن به جای مفهوم سنتی بیل و کلنگ زدن ارزش افزوده ایجاد می کند.

حالا اگر در جامعه ای حتی همان کار سنتی و نسبتا مدرن  وجود نداشته باشد یا کم باشد یا حقوقش کفاف ندهد و صرفه اقتصادی نداشته باشد این نوع کار؛ تاکید می کنم ” کار” جای مفاهیم قبلی را پر می کند.

کافیست سری به کانال های تلگرامی ادمین های کاربلد همستر کامبت با تپ سواپ و یا ایردراپ ها دیگر بزنید تا متوجه شوید عده زیادی از جوان ها تمام کار و زندگی شان  این چالش است ؛ قبلا از آن پول در آورده اند ، امروز هم در می آورند و فردا هم از این اقیانوس، ماهی های بزرگ صید می کنند . بنابر این هیچ کس نمی تواند به آنها خرده بگیرد یا راهشان را  با قوانین نانوشته سد کند.

چرا در اروپا و ژاپن خبری نیست؟

باز هم ناگفته پیداست بیشتر کاربران ایردراپ ها در کشورهایی مثل ایران و هند و روسیه و……. یافت می شوند . حالا چرا یک جوان آلمانی مثلا به این کار نمی پردازد ؟

پاسخ به این سوال روشن است ؛آنها کارگران نظام اقتصادی متفاوتی هستند ؛ نظامی مبتنی بر کار مفید ، حقوق مکفی و رفاهی که حق هر شهروند است. یک جوان غربی هیچ گاه وقت تعطیلات و فراغت خود را نمی گذارد پای کوبیدن به صفحه سل فون اش .

در حقیقت این جوانان جهان سوم هستند که کاربران یا به عبارت بهتر کارگران اقتصاد مبتنی بر کلیک و توجه اند. یک جوا ن ژاپنی یا آلمانی یا سوئدی یا هلندی یا فنلاندی وقت خود را پای کانال های خبری و خواندن اخبار صد من یک غاز گرانی و حمله و سیل و زلزله هدر نمی دهد . برای همین در صد مطالعه کتاب و شادی های اجتماعی در آنجا بیشتر است .

ما در کشوری زندگی می کنیم که سال هاست یک همبرگر خوردن با رفقا برای یک جوان، نیازمند برنامه ریزی بلند مدت است  حالا از آن برس تا ماشین دار شدن و خانه دار شدن و ازدواج و سفر خارجی و……..رویاهای محال دیگر.

پس چرا نباید باور کنیم که همستر کامبت بزرگترین چالش اقتصادی پیش روی مسئولان به خواب رفته ماست؟