خلاصه کتاب نفت؛ نعمت یا نقمت؟ ( نویسنده سینا اسکندرزاده )

خلاصه کتاب نفت؛ نعمت یا نقمت؟ ( نویسنده سینا اسکندرزاده )
کتاب «نفت؛ نعمت یا نقمت؟» اثر دکتر سینا اسکندرزاده، اثری عمیق و تحلیلی است که به بررسی تأثیر درآمدهای نفتی بر توسعه اقتصادی ایران و امارات متحده عربی می پردازد. این کتاب با مقایسه ای دقیق بین دو کشور نفتی، نشان می دهد چگونه نحوه مدیریت این منبع تجدیدناپذیر می تواند سرنوشت یک ملت را از توسعه پایدار به چالش های بنیادین سوق دهد و دیدگاهی هوشمندانه نسبت به پدیده نفرین منابع ارائه می دهد.
اقتصادهای مبتنی بر منابع طبیعی، به ویژه نفت، همواره موضوعی جذاب و در عین حال پیچیده در ادبیات توسعه بوده اند. این منابع می توانند موتور محرکه رشد و رفاه باشند، اما در بسیاری موارد، کشورهای غنی از منابع به جای پیشرفت، با چالش هایی نظیر بیماری هلندی، فساد و عدم تنوع اقتصادی مواجه شده اند که اصطلاحاً به آن نفرین منابع می گویند. دکتر سینا اسکندرزاده در کتاب «نفت؛ نعمت یا نقمت؟» با رویکردی انتقادی و تطبیقی، دقیقاً به همین پرسش محوری می پردازد: آیا نفت برای کشورهایی مانند ایران و امارات متحده عربی، موهبتی الهی است یا باری بر دوش توسعه؟ این کتاب نه تنها به تشریح مفاهیم نظری می پردازد، بلکه با تحلیل تجربیات تاریخی و معاصر دو کشور، به دنبال پاسخ هایی عملی و کاربردی برای سیاست گذاران و پژوهشگران است.
چارچوب نظری: پایه های تئوریک توسعه اقتصادی و جایگاه نفت
برای درک عمیق تر استدلال های مطرح شده در خلاصه کتاب نفت؛ نعمت یا نقمت؟ ( نویسنده سینا اسکندرزاده )، ضروری است ابتدا به مبانی نظری توسعه اقتصادی و جایگاه نفت در این نظریه ها بپردازیم. اسکندرزاده در کتاب خود، نظریات مختلفی را مورد بررسی قرار می دهد تا بستری برای تحلیل های تطبیقی فراهم آورد.
مروری بر نظریه های کلیدی توسعه اقتصادی
نویسنده در کتاب، نظریه های توسعه اقتصادی را از دیدگاه های گوناگون بررسی می کند. این نظریه ها شامل رویکردهای کلاسیک، نئوکلاسیک، ساختارگرایی و وابستگی می شوند. به عنوان مثال، نظریه «نهادگرایی نوین» که توسط اقتصاددانانی چون داگلاس نورث مطرح شده، بر نقش نهادها و ساختارهای سیاسی و اقتصادی در فرایند توسعه تأکید دارد. بر اساس این دیدگاه، توسعه نه صرفاً نتیجه انباشت سرمایه یا بهره وری نیروی کار، بلکه متأثر از قوانین، مقررات، حقوق مالکیت و به طور کلی کیفیت حکمرانی است. از سوی دیگر، نظریاتی چون دیدگاه فرانک و نظریه های وابستگی، بر ساختار نابرابر روابط اقتصادی بین الملل و نقش کشورهای توسعه یافته در شکل دهی به وضعیت کشورهای در حال توسعه تمرکز دارند. این نظریه ها غالباً استدلال می کنند که کشورهای پیرامونی به دلیل وابستگی به اقتصادهای مرکزی، در دام توسعه نیافتگی گرفتار می شوند، که این امر می تواند در مورد کشورهای صادرکننده مواد خام، مانند نفت، مصداق یابد.
مفهوم نفرین منابع و ارتباط آن با نفت
یکی از مفاهیم محوری که در کتاب «نفت؛ نعمت یا نقمت؟» مورد بررسی قرار می گیرد، پدیده نفرین منابع است. این مفهوم به این واقعیت اشاره دارد که کشورهای دارای منابع طبیعی فراوان، به جای آنکه رشد اقتصادی بالاتری را تجربه کنند، غالباً نرخ رشد پایین تر، فساد بیشتر، نابرابری شدیدتر و نهادهای ضعیف تری دارند. دلایل متعددی برای این پدیده ذکر می شود که در این کتاب به تفصیل مورد واکاوی قرار گرفته است: اول، نوسانات شدید قیمت منابع طبیعی که برنامه ریزی اقتصادی را دشوار می کند؛ دوم، بروز «بیماری هلندی» که در آن افزایش درآمدهای نفتی منجر به تقویت ارزش پول ملی، کاهش رقابت پذیری سایر بخش ها (مانند کشاورزی و صنعت) و در نتیجه وابستگی فزاینده به درآمدهای نفتی می شود؛ سوم، رانت جویی و فساد که درآمدهای نفتی را به جای سرمایه گذاری مولد، به سمت منافع شخصی و گروه های خاص سوق می دهد؛ و چهارم، ضعف نهادهای دموکراتیک و حکمرانی کارآمد، زیرا دولت ها به جای اتکا به مالیات و مشارکت شهروندان، به درآمدهای نفتی متکی می شوند.
چالش های اقتصاد مبتنی بر نفت
اقتصادهای تک محصولی مبتنی بر نفت، با چالش های ساختاری و بلندمدتی روبرو هستند که پایداری آن ها را تهدید می کند. نوسانات شدید قیمت نفت در بازار جهانی، شوک های اقتصادی بزرگی را به این کشورها وارد می کند که مدیریت آن ها دشوار است. در دوران رونق نفتی، دولت ها ممکن است به دلیل وفور درآمد، انگیزه ای برای اصلاحات ساختاری، تنوع بخشی اقتصادی و توسعه بخش خصوصی نداشته باشند. این امر منجر به ایجاد یک اقتصاد دولتی و رانت خوار می شود که در آن نوآوری و بهره وری پایین است. همچنین، وابستگی به صادرات نفت، این کشورها را در برابر تحولات ژئوپلیتیکی و تغییرات تکنولوژیکی (مانند توسعه انرژی های تجدیدپذیر) آسیب پذیر می سازد. خلاصه کتاب نفت؛ نعمت یا نقمت؟ به خوبی نشان می دهد که چگونه عدم مدیریت صحیح این چالش ها می تواند نعمت نفت را به نقمت تبدیل کند.
تأثیر نفت در گذر تاریخ: تجربه ایران و امارات (تا سال ۲۰۰۵)
یکی از نقاط قوت اساسی کتاب «نفت؛ نعمت یا نقمت؟» نوشته سینا اسکندرزاده، تحلیل تطبیقی و تاریخی دقیق تأثیر درآمدهای نفتی بر مسیر توسعه ایران و امارات متحده عربی است. این بخش از کتاب به ریشه یابی سیاست ها و پیامدهای آن ها در بازه زمانی تا سال 2005 می پردازد.
ایران و درآمدهای نفتی در دوران پهلوی
کتاب در بخش مربوط به ایران، به تفصیل نقش نفت در سیاست های اقتصادی دوران پهلوی را مورد بررسی قرار می دهد. در دوران پهلوی اول، درآمدهای نفتی عمدتاً صرف ایجاد زیرساخت های اولیه، توسعه صنایع مادر و تقویت ارتش شد. این دوره شاهد پایه گذاری بسیاری از نهادهای مدرن و صنعتی شدن اولیه کشور بود. هرچند که منتقدان اشاره به این نکته دارند که این سیاست ها گاهی با هزینه های بالایی همراه بوده و منجر به اتلاف منابع ملی نیز شده اند. با این حال، باید اذعان داشت که در مجموع، این دوره از منظر اقتصادی مثبت ارزیابی می گردد، هرچند آمارهای دقیقی از توزیع ثروت و رفاه در دسترس نیست و سود اصلی به اقشار مرفه و شهری رسیده است.
در دوران پهلوی دوم، به ویژه پس از افزایش قیمت نفت در دهه ۱۹۷۰، ایران با وفور بی سابقه ای از درآمدهای نفتی مواجه شد. این دوران با برنامه های توسعه ای جاه طلبانه و سرمایه گذاری های عظیم در زیرساخت ها و صنایع بزرگ همراه بود. با این حال، اسکندرزاده تحلیل می کند که این ورود ناگهانی و عظیم دلارهای نفتی، به جای تقویت بخش های مولد اقتصاد، به بیماری هلندی دامن زد. بخش کشاورزی و صنایع سنتی تضعیف شدند، واردات کالا به شدت افزایش یافت و تورم بالا گریبان گیر اقتصاد شد. تمرکز بر پروژه های بزرگ و دولتی، همراه با فساد اداری، منجر به عدم توزیع عادلانه ثروت و افزایش نارضایتی های اجتماعی شد. این تحلیل نشان می دهد که چگونه سوءمدیریت درآمدهای نفتی، علیرغم ظواهر رشد، می تواند به بحران های اقتصادی و اجتماعی عمیق منجر شود.
کتاب «نفت؛ نعمت یا نقمت؟» نشان می دهد که در دوران وفور درآمدهای نفتی، اغلب شاهد ضعف نهادهای دموکراتیک و عدم تنوع اقتصادی هستیم، زیرا دولت ها به جای پاسخگویی به شهروندان، به درآمدهای نفتی متکی می شوند.
جایگاه نفت در سیاست های ایران پس از انقلاب (تا ۲۰۰۵)
پس از انقلاب اسلامی، ایران نیز همچنان به شدت به درآمدهای نفتی وابسته ماند، اما رویکردها و چالش ها تغییر یافت. در سال های ابتدایی انقلاب و جنگ تحمیلی، درآمدهای نفتی نقش حیاتی در تأمین هزینه های جنگ و بازسازی کشور ایفا کردند. با این حال، تحریم ها و نوسانات بازار جهانی نفت، همواره به عنوان عوامل محدودکننده عمل کرده اند. اسکندرزاده در کتاب خود به بررسی تأثیر رویکردهای دولت های مختلف پس از انقلاب (مانند دولت های سازندگی و اصلاحات) در مواجهه با درآمدهای نفتی می پردازد. در این دوره، تلاش هایی برای تنوع بخشی اقتصادی و کاهش وابستگی به نفت صورت گرفت، اما این تلاش ها غالباً به دلیل ساختار رانتیر اقتصاد، فشارهای سیاسی و نوسانات قیمت نفت با موفقیت کامل همراه نبودند. پیامدهای اقتصادی شامل تورم، بیکاری و نابرابری همچنان بخش هایی از جامعه را تحت تأثیر قرار دادند، که نشان دهنده تداوم چالش های مدیریت منابع نفتی بود.
مدل توسعه امارات و نقش نفت (تا ۲۰۰۵)
در مقابل تجربه ایران، خلاصه کتاب نفت؛ نعمت یا نقمت؟ ( نویسنده سینا اسکندرزاده ) به تحلیل مدل توسعه امارات متحده عربی می پردازد. امارات، به ویژه دبی و ابوظبی، از اواسط قرن بیستم و با کشف نفت، شاهد رشد شتابان اقتصادی بودند. با این حال، تفاوت کلیدی در رویکرد امارات، اتخاذ استراتژی های هوشمندانه برای تنوع بخشی اقتصادی و سرمایه گذاری درآمدهای نفتی در بخش های غیرنفتی از همان ابتدا بود. دولت های امارات به جای صرف مستقیم دلارهای نفتی در مصرف جاری یا پروژه های دولتی بی حساب، این درآمدها را در زیرساخت های پیشرفته (مانند بنادر، فرودگاه ها، مراکز مالی)، آموزش، بهداشت و توسعه صنعت گردشگری و خدمات مالی سرمایه گذاری کردند. این کشورها از صندوق های ثروت ملی (مانند صندوق سرمایه گذاری ابوظبی) برای مدیریت و سرمایه گذاری پایدار درآمدهای نفتی استفاده کردند تا نسل های آینده نیز از این ثروت بهره مند شوند. این رویکرد پیشگیرانه و آینده نگرانه، به امارات کمک کرد تا پیش از آنکه وابستگی شدیدی به نفت پیدا کند، پایه های یک اقتصاد متنوع و مقاوم را بنا نهد. مقایسه اولیه در این بخش، تفاوت اساسی در دیدگاه ها و نتایج اولیه این دو کشور را آشکار می سازد: ایران با وجود تاریخ طولانی تر و منابع نفتی عظیم تر، با چالش های ریشه دارتری در مدیریت نفت مواجه بود، در حالی که امارات با تمرکز بر تنوع بخشی و سرمایه گذاری مولد، مسیر متفاوتی را در پیش گرفت.
درآمدهای نفتی در دوران معاصر: ایران و امارات (۲۰۰۵ تا ۲۰۲۰)
بخش مهمی از خلاصه کتاب نفت؛ نعمت یا نقمت؟ ( نویسنده سینا اسکندرزاده ) به بررسی دقیق تر تأثیر درآمدهای نفتی در دوران معاصر، یعنی بین سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۰، اختصاص دارد. این دوره، با تحولات عمده ای در بازارهای جهانی نفت و صحنه سیاسی هر دو کشور همراه بوده است.
تحلیل برنامه های اقتصادی ایران (۲۰۰۵-۲۰۲۰)
دوره ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۰ در ایران، با نوسانات چشمگیری در درآمدهای نفتی همراه بود. سال های ابتدایی این دوره، به ویژه در اواسط دهه ۲۰۰۰، ایران شاهد درآمدهای نفتی بالایی بود که امکان افزایش هزینه های دولتی و اجرای پروژه های عمرانی را فراهم آورد. با این حال، تحلیل اسکندرزاده نشان می دهد که این دوران وفور، به جای اینکه به سمت اصلاحات ساختاری و تنوع بخشی واقعی سوق پیدا کند، اغلب منجر به افزایش وابستگی بودجه دولت به نفت، رشد نقدینگی و تورم شد. سیاست های پوپولیستی و عدم مدیریت صحیح منابع، زمینه را برای تشدید بیماری هلندی و تضعیف بخش های تولیدی غیرنفتی فراهم کرد.
در نیمه دوم این دوره، به ویژه از اوایل دهه ۲۰۱۰، ایران با تشدید تحریم های بین المللی و کاهش شدید صادرات نفت مواجه شد. این امر، درآمدهای نفتی را به شدت کاهش داد و اقتصاد ایران را تحت فشار بی سابقه ای قرار داد. این دوران، چالش های اقتصاد تک محصولی و آسیب پذیری آن در برابر عوامل خارجی را بیش از پیش نمایان ساخت. با وجود تلاش هایی برای توسعه اقتصاد مقاومتی و کاهش وابستگی به نفت، ساختار رانتیر اقتصاد و ضعف نهادی، تحقق این اهداف را دشوار ساخت. کتاب «نفت؛ نعمت یا نقمت؟» با بررسی دقیق این تحولات، نشان می دهد که چگونه عدم ایجاد زیرساخت های قوی اقتصادی در دوران رونق، کشور را در مواجهه با شوک های خارجی آسیب پذیرتر کرده است.
رویکردهای نوین امارات در مدیریت نفت (۲۰۰۵-۲۰۲۰)
در همین بازه زمانی، امارات متحده عربی رویکردی کاملاً متفاوت را در پیش گرفت. با وجود اینکه امارات نیز از درآمدهای نفتی بالایی برخوردار بود، اما استراتژی های آن بر پایه کاهش وابستگی به نفت و تنوع بخشی گسترده اقتصادی بنا نهاده شد. این کشور به سرمایه گذاری های عظیم در بخش های دانش بنیان، تکنولوژی های پیشرفته، گردشگری لوکس، خدمات مالی و لجستیک ادامه داد. توسعه شهرهای هوشمند، مراکز نوآوری و ایجاد محیطی جذاب برای سرمایه گذاران خارجی و نخبگان جهانی، از جمله اقدامات کلیدی امارات در این دوره بود.
صندوق های ثروت ملی امارات، نقش محوری در این استراتژی ایفا کردند. این صندوق ها نه تنها درآمدهای نفتی را به شیوه ای پایدار مدیریت کردند، بلکه سرمایه گذاری های عظیمی در بازارهای بین المللی و بخش های غیرنفتی داخلی انجام دادند که به ایجاد درآمد پایدار و مقاوم سازی اقتصاد کمک کرد. این رویکرد، امارات را به یک مرکز تجاری، توریستی و مالی بین المللی تبدیل کرد که وابستگی آن به صادرات نفت به مراتب کمتر از بسیاری از کشورهای نفتی دیگر است.
مقایسه تطبیقی عملکرد: ایران در برابر امارات
مقایسه عملکرد ایران و امارات در دوره ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۰، تفاوت های فاحشی را در نتایج توسعه نشان می دهد. در حالی که ایران با چالش های اقتصادی ناشی از وابستگی به نفت، تحریم ها و سوءمدیریت منابع دست و پنجه نرم می کرد، امارات مسیر توسعه ای پایدارتر و متنوع تر را طی نمود. عوامل کلیدی در این تفاوت پیامدها عبارتند از:
- کیفیت نهادها و حکمرانی: امارات با وجود ساختار سیاسی متفاوت، نهادهای کارآمدتر و شفاف تری در زمینه مدیریت منابع و سرمایه گذاری ایجاد کرد.
- استراتژی تنوع بخشی: امارات از همان ابتدا به طور فعالانه به سمت کاهش وابستگی به نفت حرکت کرد و در بخش های غیرنفتی سرمایه گذاری نمود، در حالی که ایران در این زمینه موفقیت کمتری داشت.
- پاسخ به شوک های خارجی: اقتصاد امارات به دلیل تنوع و ذخایر مالی قوی، در برابر نوسانات قیمت نفت و بحران های جهانی انعطاف پذیری بیشتری از خود نشان داد.
- جذب سرمایه گذاری خارجی: امارات با ایجاد فضایی امن و جذاب برای سرمایه گذاری خارجی، توانست بخش های غیرنفتی خود را به سرعت توسعه دهد.
این مقایسه تطبیقی، درس های مهمی را درباره اهمیت حکمرانی خوب، دوراندیشی اقتصادی و استراتژی های تنوع بخشی در کشورهای نفتی ارائه می دهد، که هسته اصلی پیام خلاصه کتاب نفت؛ نعمت یا نقمت؟ ( نویسنده سینا اسکندرزاده ) را تشکیل می دهد.
پیامدها و آینده: نفت؛ نعمت یا نقمت؟
پس از بررسی دقیق سیر تاریخی و معاصر مدیریت درآمدهای نفتی در ایران و امارات، کتاب «نفت؛ نعمت یا نقمت؟» به تحلیل پیامدهای بلندمدت این سیاست ها و چشم انداز آینده می پردازد. این بخش از کتاب به پرسش اصلی عنوان، پاسخ های جامع و مبتنی بر شواهد ارائه می دهد.
پیامدهای بلندمدت سیاست های نفتی بر ساختار اقتصادی و اجتماعی ایران
سیاست های نفتی و وابستگی فزاینده به درآمدهای حاصل از فروش نفت، پیامدهای ساختاری و بلندمدتی بر اقتصاد و جامعه ایران داشته است. یکی از مهمترین پیامدها، شکل گیری یک اقتصاد رانتیر است که در آن دولت به جای اتکا به مالیات شهروندان و تولید داخلی، به درآمدهای نفتی متکی می شود. این امر منجر به کاهش شفافیت، تضعیف نهادهای پاسخگو و افزایش فساد می شود. تورم بالا، به ویژه در دوران وفور نفتی و سوءمدیریت منابع، همواره یکی از چالش های اصلی اقتصاد ایران بوده است. این تورم، قدرت خرید مردم را کاهش داده و نابرابری اجتماعی را تشدید می کند.
در حوزه تولید و اشتغال، بیماری هلندی ناشی از درآمدهای نفتی، به تضعیف بخش های مولد غیرنفتی (مانند کشاورزی و صنعت) منجر شده است. این امر، بازار کار را تحت تأثیر قرار داده و با وجود رشد جمعیت، فرصت های شغلی پایدار را کاهش داده است. عدالت اجتماعی نیز تحت تأثیر قرار گرفته است؛ درآمدهای نفتی به جای توزیع عادلانه، اغلب به سود گروه های خاص و طبقات مرفه تمام شده است. چالش های پیش روی ایران در گذار از اقتصاد نفتی، بسیار عمیق است و نیازمند اصلاحات ساختاری گسترده، تنوع بخشی واقعی اقتصادی، بهبود محیط کسب وکار و تقویت نهادهای دموکراتیک و شفافیت است.
دستاوردها و چالش های مدل توسعه امارات
در مقابل، مدل توسعه امارات متحده عربی، دستاوردهای چشمگیری را در زمینه ایجاد یک اقتصاد متنوع و مقاوم تر به همراه داشته است. با سرمایه گذاری هوشمندانه در زیرساخت ها، تکنولوژی، آموزش و پرورش و بخش های غیرنفتی، امارات توانسته است وابستگی خود به نفت را به طور قابل توجهی کاهش دهد و به یک قطب منطقه ای و بین المللی در حوزه های تجارت، گردشگری، مالی و خدمات تبدیل شود. این کشور به عنوان یک نمونه موفق در مدیریت منابع نفتی و تبدیل آن به سرمایه پایدار، مطرح است.
با این حال، مدل توسعه امارات نیز بی چالش نیست. وابستگی به نیروی کار خارجی (به ویژه در بخش های خدماتی و ساختمانی)، مسائل مربوط به حقوق کارگران، و نیاز به ایجاد هویت ملی پایدار در جامعه ای متشکل از ملیت های مختلف، از جمله چالش های آتی این کشور به شمار می روند. همچنین، پایداری مدل توسعه امارات در بلندمدت، نیازمند نوآوری مستمر و سازگاری با تغییرات جهانی است، به ویژه با توجه به اینکه اقتصاد جهانی به سمت اقتصادهای سبز و دانش محور پیش می رود. دکتر اسکندرزاده در کتاب خود به این نکات نیز اشاره دارد.
نتیجه گیری جامع و دیدگاه نهایی نویسنده
در پایان خلاصه کتاب نفت؛ نعمت یا نقمت؟ ( نویسنده سینا اسکندرزاده )، نویسنده به جمع بندی استدلال های خود درباره پاسخ به پرسش اصلی کتاب می پردازد: آیا نفت نعمت است یا نقمت؟ دیدگاه نهایی اسکندرزاده این است که نفت ذاتاً نه نعمت است و نه نقمت، بلکه این مدیریت، حکمرانی و سیاست گذاری است که سرنوشت آن را تعیین می کند. کشورهایی که توانسته اند درآمدهای نفتی را به سرمایه انسانی، زیرساخت های پایدار، نهادهای قوی و اقتصاد متنوع تبدیل کنند، نفت برایشان نعمت بوده است. اما برای کشورهایی که در دام رانت خواری، فساد، بیماری هلندی و ضعف نهادی گرفتار شده اند، وفور نفت به چالشی بزرگ تبدیل شده و به تعبیری، نقمت بوده است.
توصیه ها و پیشنهادات برای سیاست گذاران و پژوهشگران در زمینه مدیریت منابع نفتی، شامل موارد زیر است:
- تنوع بخشی اقتصادی فعال و هدفمند.
- ایجاد و تقویت نهادهای شفاف و پاسخگو برای مدیریت درآمدهای نفتی.
- سرمایه گذاری در آموزش، پژوهش و توسعه (R&D) برای ایجاد اقتصاد دانش بنیان.
- استفاده از صندوق های ثروت ملی برای تضمین پایداری مالی بلندمدت.
- کاهش وابستگی بودجه دولت به نفت و افزایش سهم درآمدهای مالیاتی.
- تقویت بخش خصوصی و بهبود فضای کسب وکار.
این کتاب به وضوح نشان می دهد که بدون این اصلاحات ساختاری و تغییر رویکردها، حتی بزرگترین ذخایر نفتی نیز نمی توانند ضامن توسعه پایدار باشند و به جای رفاه، به چالش های عمیق تری منجر خواهند شد.
اسکندرزاده تأکید می کند که نفت به خودی خود نه نعمت است و نه نقمت؛ بلکه کیفیت مدیریت و حکمرانی است که تعیین می کند آیا این منبع عظیم به پیشرفت منجر می شود یا به چالش های ساختاری.
چرا باید این کتاب را خواند؟ (ارزش افزوده کتاب)
کتاب «نفت؛ نعمت یا نقمت؟» اثر دکتر سینا اسکندرزاده، بیش از یک تحلیل صرف از اقتصاد نفتی است؛ این کتاب یک راهنمای جامع و تحلیلی برای درک پیچیدگی های مرتبط با مدیریت منابع طبیعی، به ویژه در بستر اقتصادهای در حال توسعه است. خواندن این کتاب برای طیف وسیعی از مخاطبان، از دانشجویان و پژوهشگران گرفته تا سیاست گذاران و عموم علاقه مندان به مسائل اقتصادی و سیاسی، ارزش افزوده ای بی بدیل دارد.
نقطه قوت اصلی این کتاب، دیدگاه تحلیلی و انتقادی آن است. اسکندرزاده به سادگی به توصیف نمی پردازد، بلکه با بهره گیری از چارچوب های نظری مستحکم، به ریشه یابی و تحلیل علل و معلول های سیاست های نفتی در ایران و امارات می پردازد. این رویکرد تحلیلی، خواننده را قادر می سازد تا نه تنها از وقایع تاریخی و اقتصادی مطلع شود، بلکه به درکی عمیق از «چرایی» و «چگونگی» پیامدهای مختلف دست یابد. مقایسه تطبیقی دو کشور با زمینه های فرهنگی و سیاسی متفاوت اما هر دو وابسته به نفت، به خواننده فرصت می دهد تا درس های آموخته شده از هر دو تجربه را برای فهم مسائل پیچیده اقتصادی-سیاسی، به کار گیرد.
کتاب «نفت؛ نعمت یا نقمت؟» نه تنها به درک چالش های اقتصاد تک محصولی و پدیده نفرین منابع کمک می کند، بلکه راهکارهای عملی و پیشنهاداتی را برای گذر از این چالش ها ارائه می دهد. این ارزش محتوایی، کتاب را به منبعی غنی برای کسانی تبدیل می کند که به دنبال فهم مسائل روز اقتصاد سیاسی، به ویژه در منطقه خاورمیانه، هستند. برای دانشجویان رشته های اقتصاد، علوم سیاسی و روابط بین الملل، این کتاب می تواند منبعی کلیدی برای پروژه های تحقیقاتی و پایان نامه ها باشد. برای تصمیم گیران و سیاست گذاران، بینش های ارائه شده در این کتاب می تواند به طراحی سیاست های کارآمدتر و پایدارتر در زمینه مدیریت منابع طبیعی کمک کند. در نهایت، این کتاب به هر خواننده ای که علاقه مند به درک عمیق تر از تأثیرات نفت بر سرنوشت کشورها است، توصیه می شود و می تواند دیدگاهی هوشمندانه و انتقادی نسبت به این «نعمت» بالقوه و «نقمت» بالفعل ارائه دهد.
ارزش کتاب در این است که به جای توصیف صرف، به ریشه یابی و تحلیل انتقادی علل و معلول های سیاست های نفتی می پردازد و راهکارهای عملی برای گذر از چالش های اقتصاد تک محصولی ارائه می دهد.