خلاصه کتاب راهنمایی ضروری برای بیماری های مزمن، تروما و سیستم عصبی ( نویسنده ورونیک مید )
خلاصه کتاب راهنمایی ضروری برای بیماری های مزمن، تروما و سیستم عصبی ( نویسنده ورونیک مید )
کتاب «راهنمایی ضروری برای بیماری های مزمن، تروما و سیستم عصبی» نوشته ورونیک مید، بینشی عمیق به ارتباط پیچیده میان تجربیات آسیب زا، عملکرد سیستم عصبی و بروز بیماری های مزمن ارائه می دهد. این اثر ارزشمند، ریشه های پنهان بسیاری از بیماری های پایدار را آشکار می سازد و راهکارهایی جامع و کاربردی برای درک، مدیریت و بهبود این شرایط پیشنهاد می کند.
در دنیای امروز، شیوع بیماری های مزمن به یک چالش جدی برای سلامت عمومی تبدیل شده است. با افزایش آمار ابتلا به اختلالاتی نظیر دیابت، بیماری های قلبی-عروقی، اختلالات خودایمنی و فیبرومیالژیا، نیاز به رویکردهایی نوین برای درک و درمان این بیماری ها بیش از پیش احساس می شود. پزشکی سنتی غالباً بر درمان علائم تمرکز دارد، اما ورونیک مید، پزشک خانواده و روان درمانگر جسمی، با رویکردی متفاوت، به بررسی علل ریشه ای و عوامل زمینه ساز بیماری های مزمن می پردازد. او معتقد است که بسیاری از این بیماری ها، نه صرفاً نتیجه ی عوامل ژنتیکی یا سبک زندگی ناسالم، بلکه پاسخی پیچیده از سوی بدن به تروماهای حل نشده و اختلال در تنظیم سیستم عصبی هستند. این مقاله به عنوان یک خلاصه تحلیلی جامع، هدف دارد تا خوانندگان را با مفاهیم کلیدی، چارچوب نظری و راهکارهای عملی ارائه شده در این کتاب آشنا سازد و مسیر جدیدی برای درک سلامت جامع و بهبودی از بیماری های مزمن ارائه دهد. ورونیک مید با تلفیق دانش پزشکی، روانشناسی و عصب شناسی، راهنمایی منحصر به فرد برای درک و درمان ریشه های عمیق تر بیماری ها فراهم می آورد.
درک ریشه های عمیق بیماری های مزمن
بیماری های مزمن، بر خلاف تصور رایج، اغلب فراتر از یک نقص ساده در عملکرد یک عضو یا سیستم بدن هستند. ورونیک مید در کتاب خود، نگاهی جامع تر به این پدیده ها دارد و ریشه های آن ها را در تعاملات پیچیده ژنتیکی، محیطی و روانشناختی جستجو می کند. این دیدگاه، به بیماران و متخصصان سلامت کمک می کند تا از نگاه صرفاً علامتی فراتر روند و به عوامل زیربنایی بیماری توجه کنند.
بیماری مزمن: آتشفشانی در انتظار فوران
ورونیک مید برای تشریح مفهوم بیماری های مزمن از استعاره قدرتمند «آتشفشان» استفاده می کند. او بیان می دارد که بیماری های مزمن، ناگهان ظاهر نمی شوند، بلکه نتیجه ی سال ها فشار پنهان، استرس های طولانی مدت و تجربیات آسیب زایی هستند که در لایه های زیرین زندگی فرد انباشته شده اند. این فشارها به تدریج انباشته می شوند تا در نهایت، مانند فوران یک آتشفشان، به شکل بیماری های جسمی خود را نشان دهند.
عوامل متعددی می توانند در ایجاد این فشارهای پنهان نقش داشته باشند. سبک زندگی ناسالم، مانند کم تحرکی و تغذیه نامناسب، تنها بخشی از این معادله هستند. در نگاه مید، استرس مزمن، عدم وجود حمایت اجتماعی کافی، و مواجهه با عوامل محیطی سمّی نیز از جمله محرک های اصلی به شمار می روند که می توانند سیستم عصبی را به حالت آماده باش دائم و نهایتاً فرسودگی سوق دهند. این دیدگاه بر آن است که بیماری مزمن اغلب یک واکنش تطابقی از سوی بدن به شرایط نامطلوبی است که در طول زمان تجربه کرده است، نه صرفاً یک خطای بیولوژیکی.
معمای پیچیده ژن ها، محیط و سیستم عصبی
سلامت انسان محصول تعامل پیچیده ای بین عوامل ژنتیکی و محیطی است. ورونیک مید با اشاره به مفهوم تلومرها، نشان می دهد که چگونه ساختارهای محافظتی انتهای کروموزوم ها (تلومرها) می توانند تحت تأثیر استرس و تجربیات زندگی، کوتاه شده و منجر به پیری سلولی و افزایش آسیب پذیری در برابر بیماری ها شوند. این پدیده، ارتباط عمیق بین روان و تن را در سطح سلولی آشکار می سازد.
با این حال، نقش محوری در این پازل را سیستم عصبی ایفا می کند. سیستم عصبی خودمختار، که شامل بخش های سمپاتیک و پاراسمپاتیک است، مسئول تنظیم پاسخ های بدن به استرس است. پاسخ های «جنگ، گریز، بی تحرکی» (Fight, Flight, Freeze)، مکانیسم های دفاعی طبیعی هستند که در مواجهه با تهدیدات فعال می شوند. اما در افرادی که تروماهای حل نشده دارند، سیستم عصبی می تواند در یکی از این حالات «گیر افتاده» و به طور مزمن فعال بماند. این وضعیت باعث می شود بدن در حالتی دائمی از استرس فیزیولوژیکی به سر برد که به مرور زمان سیستم ایمنی را تضعیف کرده، التهاب مزمن ایجاد کرده و راه را برای بروز بیماری های مزمن هموار می سازد.
تروما: عامل نادیده گرفته شده
مفهوم تروما در این کتاب، بسیار گسترده تر از حوادث ناگوار بزرگ مانند تصادفات یا بلایای طبیعی است. ورونیک مید تروما را شامل «رویدادهای نامطلوب زندگی» (Adverse Childhood Experiences – ACEs) نیز می داند. این رویدادها، تجربیات آسیب زا در دوران کودکی هستند که می توانند شامل سوءاستفاده جسمی یا عاطفی، بی توجهی، از دست دادن والدین، یا شاهد خشونت بودن باشند. اثرات انباشته این تجربیات، حتی اگر به نظر کوچک بیایند، می تواند بر سیستم عصبی تأثیرات پایداری بگذارد.
تروماهای حل نشده نه تنها بر سلامت روان، بلکه بر سلامت جسمی نیز اثرات مخربی دارند. آن ها توانایی سیستم عصبی را برای خودتنظیمی کاهش می دهند و باعث می شوند فرد در برابر استرس های بعدی آسیب پذیرتر شود. این حساسیت افزایش یافته می تواند منجر به واکنش های شدیدتر و طولانی تر به محرک های استرس زا شود که در نهایت خطر ابتلا به بیماری های مزمن را به طرز چشمگیری افزایش می دهد. در مقابل، «تجارب حمایتی» در زندگی می توانند به عنوان عاملی محافظتی عمل کرده و اثرات منفی تروما را تعدیل کنند، از این رو اهمیت ایجاد و حفظ شبکه های حمایتی در زندگی پررنگ می شود.
تأثیر تروما بر سیستم عصبی و مراحل شروع بیماری
درک چگونگی تأثیر تروما بر سیستم عصبی برای باز کردن قفل مکانیسم های پنهان بیماری های مزمن حیاتی است. این بخش از کتاب ورونیک مید به جزئیات این فرآیند می پردازد و نشان می دهد که چگونه تجربیات گذشته، حتی آن هایی که در حافظه خودآگاه ما نیستند، می توانند بر سلامت حال و آینده ما تأثیر بگذارند.
سیستم عصبی و مکانیسم محرک ها (Triggers)
ورونیک مید توضیح می دهد که چگونه سیستم عصبی پس از تروما، دچار حساسیت و تغییرات ساختاری می شود. این تغییرات باعث می شوند که سیستم عصبی به محرک های خاصی که یادآور تجربه آسیب زا هستند، واکنش های فیزیولوژیکی شدید نشان دهد. این محرک ها می توانند هر چیزی باشند؛ از یک صدا، بو، تصویر، یا حتی یک وضعیت اجتماعی که ناخودآگاه با تجربه ی گذشته مرتبط است.
هنگامی که فرد با یک محرک روبه رو می شود، سیستم عصبی فعال شده و علائمی مانند ترس ناگهانی، لرزش، تعریق، تپش قلب، یا احساسی شبیه به اینکه دوباره در موقعیت آسیب زا قرار گرفته است، بروز می کند. این واکنش ها، که به طور طبیعی برای بقا طراحی شده اند، در شرایط عدم وجود تهدید واقعی، به جای محافظت، به بدن آسیب می رسانند. مید تأکید می کند که هر فرد محرک های منحصربه فرد خود را دارد که بر اساس تجربیات خاص گذشته اش شکل گرفته اند. هر بار مواجهه با یک محرک، حساسیت سیستم عصبی را بیشتر کرده و شدت واکنش های آن را افزایش می دهد، که این خود به چرخه تشدید علائم بیماری مزمن دامن می زند.
محرک ها یادآور تجارب نامطلوب زندگی و تروماهای حل نشده هستند و هر بار که با یک محرک مواجه می شویم، حساسیت ما نسبت به محرک بعدی و سرعت و شدت الگوی تروما افزایش می یابد. این فرآیند، روشی است که در آن، سیستم عصبی خود را تغییر می دهد تا میزان بقای ما را در شرایط آینده به حداکثر برساند، اما با گذشت زمان و برطرف نشدن تروما، محرک ها، علائم بیماری مزمن را تشدید می کنند.
سفر تروما: از رحم مادر تا بزرگسالی
تأثیر تروما می تواند از مراحل اولیه زندگی، حتی پیش از تولد، آغاز شود. ورونیک مید به اهمیت «تجارب نامطلوب دوران نوزادی» (Adverse Babyhood Experiences – ABEs) اشاره می کند که شامل تروماهایی در دوران جنینی، فرآیند تولد، و دو سال اول زندگی هستند. در این دوران حساس، که مغز و سیستم عصبی در حال شکل گیری هستند، تجارب نامطلوب می توانند تأثیرات عمیقی بر تنظیم فیزیولوژیکی و روانشناختی فرد بگذارند.
علاوه بر این، مید به نقش دلبستگی و «تروماهای پیچیده» در دوران کودکی و روابط اولیه می پردازد. دلبستگی ناایمن، که اغلب نتیجه روابط آسیب زا با مراقبان اصلی است، می تواند به شکل گیری الگوهای ناسالم در تنظیم هیجانی و روابط بین فردی در بزرگسالی منجر شود. تروماهای پیش از شروع بیماری، تروماهای چند نسلی (که از طریق نسل ها منتقل می شوند) و تروماهای سازمانی (که از طریق سیستم ها و نهادها اعمال می شوند) نیز از دیگر ابعاد این «سفر تروما» هستند که ورونیک مید آن ها را مورد تحلیل قرار می دهد و نشان می دهد چگونه این لایه های متعدد از تروما، به مرور زمان، زمینه ساز بروز و پایداری بیماری های مزمن می شوند.
راهکارهای نوین ورونیک مید برای بهبودی و مدیریت
پس از تشریح ریشه ها و مکانیسم های بیماری های مزمن، ورونیک مید در بخش دوم کتاب خود، بر راهکارهای عملی و اثربخش برای بهبودی و مدیریت این شرایط تمرکز می کند. رویکرد او یکپارچه و جامع است و ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی سلامت را در بر می گیرد.
درک و درمان تروما: کلید خاموش کردن آتشفشان
ورونیک مید تأکید می کند که بهبودی از اثرات تروما یک مسیر شجاعانه، پر چالش و زمان بر است. این فرآیند نیازمند تعهد و خودشفقت است، زیرا هدف آن نه تنها کاهش علائم، بلکه بازسازی و تنظیم مجدد سیستم عصبی است که در طول زمان تحت تأثیر تروما قرار گرفته است. درمان تروما، برخلاف تصور رایج، فقط به معنای مرور خاطرات دردناک نیست، بلکه شامل یادگیری مهارت هایی برای تنظیم سیستم عصبی، بازگرداندن حس امنیت و آرامش در بدن، و افزایش ظرفیت تحمل استرس است.
روان درمانی های جسمی، مانند «درمان تجربی جسمانی» (Somatic Experiencing) و «یکپارچه سازی حرکات چشم و حساسیت زدایی» (EMDR)، از جمله روش هایی هستند که می توانند به افراد کمک کنند تا اثرات فیزیولوژیکی تروما را از بدن خود آزاد کرده و سیستم عصبی را به حالت تعادل بازگردانند. این فرآیند به مرور زمان می تواند به کاهش التهاب مزمن، بهبود عملکرد سیستم ایمنی و در نهایت، خاموش کردن «آتشفشان» بیماری مزمن منجر شود.
۱۱ گام عملی برای مدیریت بیماری های مزمن و بازیابی سلامت
ورونیک مید با تکیه بر تجربه بالینی و تحقیقات خود، ۱۱ گام عملی و قابل اجرا را برای کمک به افراد در مسیر بهبودی از بیماری های مزمن و بازیابی سلامت ارائه می دهد. این راهکارها، جنبه های مختلف زندگی را پوشش می دهند و به دنبال ایجاد تغییرات پایدار در سبک زندگی و دیدگاه افراد هستند:
ایجاد منابع حمایتی و شادی
توسعه شبکه های ارتباطی سالم و فعالیت های لذت بخش، از جمله سنگ بناهای سلامت روان و جسم هستند. تنهایی و انزوا می تواند سیستم عصبی را در حالت استرس نگه دارد، در حالی که ارتباطات مثبت و لحظات شادی، سیستم عصبی پاراسمپاتیک را فعال کرده و به آرامش و بهبودی کمک می کنند.
اعتماد به حس درونی و انگیزه ها
در دنیای پرهیاهوی امروز، اغلب از پیام های بدن و شهود خود غافل می شویم. مید تشویق می کند که به حس درونی خود گوش دهیم و به انگیزه های طبیعی مان برای استراحت، حرکت، یا تغذیه مناسب اعتماد کنیم. این خودآگاهی، گام مهمی در تنظیم مجدد سیستم عصبی و پاسخگویی به نیازهای واقعی بدن است.
تغییر رژیم غذایی
تغذیه ضدالتهابی و حمایت کننده از سیستم عصبی، نقش حیاتی در کاهش بار التهابی بدن و تقویت عملکرد مغز و اعصاب دارد. حذف غذاهای فرآوری شده، شکر، و افزودن میوه ها، سبزیجات، چربی های سالم و پروتئین های با کیفیت، می تواند به بهبود علائم بیماری های مزمن کمک کند.
ذهن آگاهی
تمرینات مدیتیشن و حضور در لحظه، از ابزارهای قدرتمند برای تنظیم سیستم عصبی هستند. ذهن آگاهی به افراد کمک می کند تا از افکار و احساسات خود آگاه شوند، بدون اینکه در آن ها غرق شوند، و به این ترتیب، پاسخ های استرسی بدن را کاهش دهند و حس آرامش را تقویت کنند.
ارتباط با مفهومی عمیق تر (معنوی)
یافتن معنا و هدف در زندگی، چه از طریق باورهای معنوی، ارتباط با طبیعت، یا خدمت به دیگران، می تواند حس امید و آرامش را تقویت کند. این ارتباط عمیق تر، به افراد کمک می کند تا با چالش های بیماری مزمن با تاب آوری بیشتری مواجه شوند و حس پوچی را کاهش دهند.
ورزش برای اکسیژن رسانی و حرکت
فعالیت بدنی مناسب و آگاهانه، نه تنها به اکسیژن رسانی بهتر به سلول ها کمک می کند، بلکه باعث ترشح اندورفین ها شده و به تنظیم خلق وخو و کاهش استرس کمک می کند. انتخاب نوع ورزشی که لذت بخش باشد و به بدن فشار بیش از حد وارد نکند، کلید پایداری این عادت است.
ارتباطات سالم
بازسازی و تقویت روابط بین فردی، به ویژه درمانی برای آسیب های ناشی از روابط اولیه، می تواند به التیام زخم های عاطفی و تقویت حس امنیت کمک کند. روابط سالم، بستر لازم برای ابراز وجود، دریافت حمایت و تجربه دلبستگی ایمن را فراهم می آورند.
تمرینات ذهن و بدن
روش هایی مانند یوگا، تای چی، و تنفس درمانی، ابزارهای عملی برای اتصال ذهن و بدن و تنظیم سیستم عصبی هستند. این تمرینات به افراد کمک می کنند تا به بدن خود بازگردند، از حس های جسمانی آگاه شوند، و الگوهای استرس را در بدن رها کنند.
بهبود آسیب های روابط اولیه
کار بر روی الگوهای دلبستگی و روابط گذشته، به ویژه با کمک درمانگر متخصص، می تواند به شناسایی و تغییر الگوهای ناسالم رفتاری و ارتباطی کمک کند. این فرآیند، پایه و اساس ایجاد روابط سالم تر و تقویت حس ارزشمندی درونی را فراهم می آورد.
مقابله با تأثیرات تروما بر سیستم عصبی
تکنیک های تنظیم خودکار (self-regulation) و SOMA، که به فرد کمک می کنند تا به طور آگاهانه سیستم عصبی خود را آرام کند، از اهمیت بالایی برخوردارند. یادگیری این تکنیک ها، افراد را قادر می سازد تا در لحظات استرس یا فعال شدن محرک ها، کنترل بیشتری بر واکنش های فیزیولوژیکی خود داشته باشند.
آهسته پیش رفتن
مسیر بهبودی از بیماری مزمن، یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت. ورونیک مید بر اهمیت صبر، خودشفقت، و عدم عجله در این مسیر تأکید می کند. بهبودی یک فرآیند غیرخطی است و نیازمند احترام به محدودیت های بدن، استراحت کافی، و جشن گرفتن پیشرفت های کوچک است.
درباره نویسنده: ورونیک مید، پیشگام در درک جامع سلامت
ورونیک پی. مید (Veronique P Mead) یک پزشک خانواده و متخصص زنان و زایمان سابق است که مسیر حرفه ای خود را تغییر داده و به روان درمانگر جسمی تبدیل شده است. این تغییر مسیر ناشی از تجربیات شخصی او و تحقیقات گسترده اش در زمینه ارتباط پیچیده بین تروما، سیستم عصبی و بیماری های مزمن بوده است. مید برای بیش از دو دهه، به طور عمیق به مطالعه این حوزه پرداخته و شواهد زیادی را جمع آوری کرده که نشان می دهد چگونه تجربیات نامطلوب زندگی و تروماها می توانند تأثیرات پایداری بر سلامت جسمی افراد بگذارند.
تخصص او در ترکیب دانش پزشکی با روان درمانی جسمی، به او اجازه داده تا رویکردی منحصربه فرد و جامع برای درک سلامت انسان ارائه دهد. ورونیک مید از جمله پیشگامانی است که مفهوم بیماری مزمن را فراتر از یک نقص بیولوژیکی صرف می بیند و آن را پاسخی پیچیده از سوی بدن به محیط داخلی و خارجی، به ویژه تجربیات آسیب زا، تلقی می کند. او با کتاب «راهنمایی ضروری برای بیماری های مزمن، تروما و سیستم عصبی» خود، نه تنها آگاهی رسانی می کند، بلکه ابزارهای عملی و راهکارهایی را در اختیار خوانندگان قرار می دهد تا بتوانند مسیر بهبودی را آغاز کنند و سلامت جامع خود را بازیابند. دیدگاه های ورونیک مید به دلیل اعتبار علمی و رویکرد انسان محورانه، در حال تغییر دادن درک ما از سلامت و بیماری است.
نقد و بررسی: چرا این کتاب متفاوت است؟
کتاب «راهنمایی ضروری برای بیماری های مزمن، تروما و سیستم عصبی» نوشته ورونیک مید، نه تنها یک راهنمای اطلاعاتی است، بلکه یک نقشه راه برای درک عمیق تر و بهبودی از بیماری های مزمن محسوب می شود. این کتاب به دلایل متعددی از سایر منابع متمایز است و جایگاه ویژه ای در ادبیات سلامت جامع پیدا کرده است.
یکی از نقاط قوت کلیدی این اثر، رویکرد جامع نگر و یکپارچه آن به سلامت است. در دورانی که پزشکی به شدت تخصصی شده و اغلب جسم و روان را از هم جدا می بیند، مید با جسارت این مرزها را در هم می شکند و بر پیوند ناگسستنی سلامت جسم، روان و سیستم عصبی تأکید می کند. او به خوبی خلأ موجود در پزشکی سنتی را پر می کند که غالباً در تشخیص و درمان ریشه های عمیق تر بیماری های مزمن ناکام می ماند.
این کتاب با ارائه تئوری های علمی معتبر (مانند تأثیر تروما بر تلومرها و سیستم عصبی خودمختار) و ترکیب آن با مثال های ملموس و راهکارهای عملی، اطلاعات پیچیده را به زبانی قابل فهم برای عموم مردم و در عین حال معتبر برای متخصصان بیان می کند. استعاره «آتشفشان بیماری مزمن» و مفهوم «محرک ها» از جمله ابزارهای مفهومی قدرتمندی هستند که مید برای ساده سازی مفاهیم پیچیده به کار می گیرد.
با این حال، مانند هر اثر دیگری، ممکن است چالش هایی نیز در مواجهه با این کتاب وجود داشته باشد. برخی خوانندگان ممکن است با کیفیت ترجمه های فارسی مواجه شوند که ممکن است به طور کامل عمق و ظرافت متن اصلی را منتقل نکند. اما ارزش بی بدیل محتوای اصلی این کتاب به قدری بالاست که حتی با وجود چنین چالش هایی، مطالعه آن همچنان توصیه می شود. این اثر نه تنها به بیماران مزمن امید و راهکار می دهد، بلکه به متخصصان سلامت نیز دیدگاهی جدید برای کمک به مراجعانشان ارائه می کند. کتاب ورونیک مید یک دعوت به خودآگاهی و فعال شدن در مسیر بهبودی است و به خوانندگان نشان می دهد که آن ها قربانی شرایط خود نیستند، بلکه می توانند با درک و کار بر روی ریشه های پنهان، کنترل سلامت خود را به دست بگیرند.
این کتاب برای هر کسی که به دنبال درک عمیق تر از بیماری های مزمن و ارتباط آن ها با تجربیات زندگی و عملکرد سیستم عصبی است، ضروری است. رویکرد متفاوت مید، آن را به منبعی ارزشمند تبدیل می کند که می تواند نه تنها زندگی بیماران را تغییر دهد، بلکه به پیشرفت درک کلی ما از سلامت و بیماری کمک شایانی کند.
کتاب «راهنمایی ضروری برای بیماری های مزمن، تروما و سیستم عصبی» اثر ورونیک مید، یک نقطه عطف در ادبیات سلامت جامع است. این کتاب با تشریح ارتباط ناگسستنی بین تروماهای حل نشده، اختلال در عملکرد سیستم عصبی و بروز بیماری های مزمن، دریچه ای نو به سوی درک ریشه های پنهان رنج های جسمانی و روانی می گشاید. ورونیک مید با رویکردی علمی، انسانی و جامع، نشان می دهد که بیماری مزمن اغلب نه یک اشتباه بدن، بلکه پاسخی پیچیده به شرایط نامطلوب است و بهبودی از آن نیازمند رویکردی فراتر از درمان صرف علائم است.
پیام اصلی این کتاب، امیدبخش و توانمندساز است: بهبودی یک فرآیند فعال و امکان پذیر است. با درک مکانیسم های تروما، شناخت محرک ها و پیاده سازی ۱۱ گام عملی ارائه شده توسط مید، افراد می توانند کنترل سلامت خود را به دست بگیرند و مسیر خودتنظیمی، التیام و بازیابی حیاتی را آغاز کنند. این راهنما نه تنها اطلاعات ارزشمندی را ارائه می دهد، بلکه خواننده را تشویق می کند تا به بدن خود گوش دهد، به حس درونی خود اعتماد کند و از منابع حمایتی موجود بهره ببرد.
مطالعه کامل این کتاب نه تنها برای افراد درگیر با بیماری های مزمن، بلکه برای متخصصین سلامت، دانشجویان و هر فردی که به دنبال درک عمیق تر سلامت جامع و ارتباط ذهن و بدن است، اکیداً توصیه می شود. این کتاب نقش یک راهنمای قدرتمند را ایفا می کند و با ارائه دانش و ابزارهای لازم، خوانندگان را به آغاز مسیر بهبودی و خودآگاهی دعوت می کند. با پذیرش این دیدگاه جامع، می توانیم نه تنها علائم، بلکه ریشه های اصلی بیماری ها را هدف قرار دهیم و به سمت یک زندگی سالم تر و کامل تر حرکت کنیم.